اخبار انجمن

تکنیک بهبود رابطه بهترین اتفاق در والدگری رسانه ای است

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: بهترین اتفاقی که می تواند میان والدین و فرزندان در والدگری رسانه ای رخ دهد، تکنیک بهبود رابطه است.

 

 این روزها به دلیل مشکلات اقتصادی، والدین مجبور هستند بیشترین زمان روز را در محل کارشان سپری کنند و همین امر سبب می شود تا فرزندان شان در خانه تنها باشند.

تنهایی سبب می شود که فرزندان به سراغ رسانه ها بروند و به مرور زمان رسانه ها جای والدین را برای فرزندان می گیرند و به نوعی الگویی برای آنها به لحاظ تربیتی می شوند.

زمانی که والدین وقت کمتری را برای فرزندان شان اختصاص می دهند، به مرور رابطه میان والدین و فرزند کاهش می یابد و در نهایت حرف شنوی فرزندان از والدین کمتر می شود.

بهاره نصیری عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و کارشناس رسانه معتقد است: وقت گذاشتن برای بچه ها باعث می شود که آنها نسبت به خواسته های ما پذیراتر باشند و گفت و گو و تعامل قطعا منجر به درک متقابل می شود. توصیه ام این است که بچه ها را تنها در این فضا رها نکنید، همانطور که در فضای واقعی آن ها را تنها نمی گذارید، در این فضا نباید به لحاظ فیزیکی و روانی تنها بگذارید.

او می گوید: تنها گذاشتن فرزندان در فضای مجازی می تواند آسیب های بشدت زیادی در آینده برای فرزندان مان داشته باشد. امیدواریم خانواده های ایرانی همانطور که نگران بسیاری از آموزش های فرزندان شان است، نگران آموزش های سواد رسانه ای فرزندان شان هم باشند و انشالله ما روزی را ببینیم که هر خانواده ایرانی و هر والدگر رسانه ای بتواند نحوه استفاده صحیح از رسانه ها را با فرزندان شان تمرین کند.

به بهانه حقوق رسانه در کودک و آسیب هایی که می تواند در زمان کودک به هنگام استفاده از رسانه را تهدید کند، با این کارشناس رسانه به بحث و گفت و گو نشستیم. آنچه از نظر می گذرانید، حاصل گفت و گوی ما با وی است.

** در حال حاضر تا چه میزان از فضای مجازی و رسانه های ما در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گرفته شده است؟

– واقعیت این است که کودکان در واقع قربانیان منفعلی هستند که تحت تأثیر فضای مجازی قرار می گیرند و شایداز آنها به عنوان مظلوم ترین و بی دفاع ترین مخاطبان این فضا یاد کرد؛ ضمن اینکه کودکان می توانند اهداف ارزشمندی برای صنعت سرگرمی و بازار صنایع رسانه ‌ای باشند و همانطور که می دانیم این بازار، بازاری بوده که به شدت رقابتی است و سعی کرده نسلی را به وجود بیاورد که به عنوان نسل دیجیتال یا الکترونیک از آن یاد می شود. نسلی که از نظر فناوری و به لحاظ اجتماعی آگاه تر از نسل والدین خودشان است و باید قبول کنیم که اگر رسانه ها و فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، با نظارت و مشارکت والدین مورد استفاده کودکان قرار نگیرد، قطعا مخرب دوران کودکی است. به دلیل اینکه استفاده کودکان به تنهایی از این فضا باعث می شود، مرز بین کودکی و بزرگسالی خدشه دار شود.

متأسفانه بسیاری از والدین به دلیل اینکه اشراف و تسلط کافی به فناوری و تکنولوژی ندارند واز آنجا که آنها به نحوه صحیح استفاده از این فضا آگاه نیستند ،‌فرزندان شان را به تنهایی در این فضا رها می کنند و استفاده بیش از حد رسانه ها نه صرفا مجازی بلکه می تواند انواع صفحه نمایش باشد، کودکان را دچار پیری زودرس می کند.

 

کودکان از طریق اینترنت به راحتی می توانند با یکدیگر و حتی با بزرگسالان ارتباط برقرار کنند، بدون اینکه هویت کودک بودن خود را فاش کنند و اینجا بحث گمنامی در فضای اینترنت است و استفاده کودکان از اینترنت حتی می تواند بحث خطرات پرونوگرافی و کمین جنسی اتاق های گفت و گو و چیزهای از این قبیل داشته باشد.

رسانه ها همگی می توانند دقیقا همچون کلاس درس بدون دیوار برای میلیون ها کودک باشند؛ حضور و استفاده آنها در این فضا منجر به آگاهی و اشتهای کاذب می شود.

متأسفانه در بسیاری از خانواده ها شاهد هستیم که شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، کارکرد پرستار بچه را دارد که آنها برای آرام کردن فرزندان شان  را در این فضا رها می کنند.

همانطور که ما اعتقاد داریم در فضای واقعی از فرزندان مان در برابر افراد غریبه مراقبت کنیم و به آنها گوشزد کنیم که با افراد غریبه صحبت نکنند و حتی در خانه را به روی افراد غریبه باز نکنند، فضای مجازی هم ادامه همین فضای واقعی است؛ بنابراین همه این مراقبت ها قطعا باید در این فضا به فرزندان گوشزد شود.

یادمان باشد تا زمانی که اطلاعات کافی در مورد موضوعی نداریم، موضوعی را سرهم نکنیم و نبافیم و حتی درموردش صحبت نکنیم، زیرا صحبت کردن بدون اطلاعات ما را پیش فرزندان مان بی اعتبار می کند؛ بنابراین یادمان باشد صرفا تحصیلات بالا اعتبار نمی آورد.

 

متأسفانه بسیاری از والدین به دلیل اینکه اشراف و تسلط کافی به فناوری و تکنولوژی ندارند واز آنجا که آنها به نحوه صحیح استفاده از این فضا آگاه نیستند ،‌فرزندان شان را به تنهایی در این فضا رها می کنند و استفاده بیش از حد رسانه ها نه صرفا مجازی بلکه می تواند انواع صفحه نمایش باشد، کودکان را دچار پیری زودرس می کند.

کودکان در عصر ارتباطات و اطلاعات بسیار زود از دنیای کودکی شان خداحافظی می کنند و بسیاری از نوجوانان ممکن است که مارک ها و علائم تجاری جهان را در حوزه خودرو و علاقمندی های شان را به خوبی بشناسند، اما این اطلاعات درهیچ زمینه ای به کارشان نمی آید، زیرا آنها نه قدرت خرید وسایل را دارند بلکه قدرت مصرف را هم ندارند؛ بنابراین باید در کنار فرزندان مان قرار بگیریم و به عنوان میانجی و واسط بین رسانه ها و فرزندان مان باشیم و بتوانیم تفسیرها، تجزیه و تحلیل های درست را به فرزندان مان منتقل کنیم و این آموزش ها بین ۳ تا ۱۴ سال می تواند اتفاق بیفتد، زیرا تحقیقات جهانی نشان می دهد که تا کمتر از سه سال اصلا نباید فرزندان را در برابر صفحه نمایش قرار دهیم و بین سه تا ۱۴ سال تلاش کنیم تا آموزش هایی که مدنظرمان است در مورد نحوه صحیح استفاده از رسانه ها است را به فرزندان مان منتقل کنیم، یعنی کودکان مان را به هنگام تماشای انیمیشن، گوش دادن به موسیقی و انواع اقسام رسانه ها، حضور در شبکه های اجتماعی و فضای اینترنت همراهی و آنها را هدایت و راهنمایی کنیم.

 

تقویت روحیه پرسشگری در فرزندان در هر مقطع سنی به یک صورت شکل می گیرد؛ کودکان سه تا هفت سال لازم است تا در مورد کارتون هایی که مشاهده می کنند با آنها صحبت کنیم. برای مثال اگر خاله سوسکه با آهنگ، رقص و آواز و به طور کلی به صورت موزیکال شکلاتی را از مغازه ای برمی دارد، همان لحظه والدین باید میانجگری کنند و بگویند که درست است او با لبخند و شادی این کار را انجام می دهد، اما در واقعیت کارش درست نیست، یعنی استفاده از وسیله ای که ما صاحبش نیستیم، کار اشتباهی است و یا کارهایی که با ارزش های خانوادگی ما منافات دارد. 

سن ۳ تا ۱۴ سال کودکان را جدی بگیریم

با همراهی کردن فرزندان مان در استفاده از رسانه ها فرصت داریم این ارزش های اخلاقی را تا سن ۱۴ سالگی به فرزندان مان انتقال دهیم. اگر مشاهده می کنیم که موضوعی که فرزندمان درحال تماشای آن است و با هویت خانوادگی، جهانبینی و نظام فکری ما و خانواده مان منافات دارد، می توانیم به صورت غیرمستقیم به فرزندمان اشاره کنیم که این حرکت مورد پسند خانواده ما نیست و اگر دیالوگی را شاهد بودیم که نادرست باشد، همان زمان می توانیم میانجگری کنیم و به راهنمایی فرزندمان بپردازیم؛ بنابراین تا زمانی که می توانیم در کنار فرزندان مان باشیم و آنها را آگاه کنیم در مورد اینکه همیشه در فیلم ها یک سری سکانس هایی است که به نمایش در نمی آید و من والد و فرزند باید اینها را با یکدیگر تجزیه و تحلیل کنیم.

**درخصوص والدگری رسانه بیشتر توضیح می دهید؟

– در دنیای رسانه ای یکسری مهارت هایی را نیاز است که والدین باید نسبت به آن اگاه باشند؛ والدگری رسانه ای یعنی شما قدرت تعامل، گفت و گو و ارتباط با فرزندان تان در مورد نحوه استفاده از انواع رسانه را بیشتر کنید، هر اندازه تعامل، دیالوگ و گفت و گو در خانواده نسبت به مصرف رسانه بیشتر رخ دهد، قطعا فرزند مان در آینده کمتر مورد تهدید و آسیب های رسانه ای قرار خواهد گرفت.

** رسانه ها چه نکات مهمی را باید برای حضور کودکان در این فضا رعایت کنند؟

همانطور که گفتم والدگری رسانه ای چیزی جز نوعی تعامل و ارتباط نیست و باید یک نگاه گفت و گو محور میان والدین و فرزندان اتفاق بیفتد. نگاهی که مبتنی بر احساس اعتماد متقابل بین والدین و فرزندان باشد و آنها نوعی همراهی و همگامی را در کنارشان احساس کنند.

والدین در دو مقام یاددهنده و یادگیرنده باشند

والدین باید هم در مقام یاددهنده و در مقام یادگیرنده باشند و یادمان باشد مادرانگی به تهیه و تدارک غذای خوب نیست و یا پدربودن و پدری کردن به کار کردن صبح تا شب و تأمین مایحتاج فرزند نیست، بلکه والدین باید خوراک فکری خوبی را برای فرزندان شان فراهم کنند، اگر فرزندان مان روابط شان با ما قطع شود، روابط شان را در جای دیگری پیدا می کنند؛ درحالی که برقراری ارتباط باید یک نیاز اصلی و واقعی برای فرزندان مان باشد.

در کتاب «تربیت بدون فریاد» آمده است که به جای آنکه به دنبال این موضوع باشیم که با فرزندم چه کنم، روی خودمان کار کنیم و خودمان را اصلاح و کنترل کنیم؛ چراکه خودکترلی در مصرف رسانه ای می تواند بسیار راهگشا باشد.

 

منشأ بسیاری از مشکلاتی که دنبال پیدا کردن راهکار برای آن هستیم،  والدین است و خوب بودن حال پدر و مادر منجر به خوب بودن حال زندگی و در نهایت منحر به حال خوب بچه ها می شود. ما هیچ کپسولی نداریم که به فراگیران تجویز کنیم که با خوردن سه وعده از آنها به لحاظ مهارتی مجهز می شود، بلکه این سلسله آموزش هایی برای تقویت سواد رسانه ای است که می توان آن را در امور زندگی قرار داد و نمی توان انتهایی برای این آموزش ها در نظر گرفت.

والدین اوقات فراغت را با فرزندان شان مشترک کنند

با توجه به اینکه تکنولوژی ها دائما تغییر می کند و روز به روز جدیدتر و به روزتر می شود؛ بنابراین بهترین راهکار این است که فضای فراغت، آسایش و تفریح مان را با فرزندان مان مشترک کنیم. اگر فرزند من از عروسک بازی لذت می برد، من هم همراه او لذت ببرم و اگر فرزندم از آب بازی لذت می برد، من هم با لذت با فرزندم آب بازی کنم.

رفتن به پارک، کنار رودخانه و دامان کوه می تواند منجر به تقویت فضاهای مشترک شود. این لذت در کنار هم بودن را تمرین کنیم. ما والدین در این زمینه ها کمی ضعیف هستیم و اشتباه مان این است که اگر برای فرزندان مان وقت می گذاریم، پیش فرض زندگی مان این است که به آنها لطف می کنیم؛ درصورتی که این کار می تواند به شدت فاصله ها را کم کند. حتی تصور مان این است وقتی که برای فرزندمان می گذاریم، می توانستیم بسیار مفیدتر از آن استفاده کنیم یعنی یک کتاب خوب بخوانیم، فیلم خوب ببینیم درحالی که هیچ کاری مفیدتر از همراهی کردن با فرزندان مان نیست.

وقت گذاشتن برای بچه ها باعث می شود که آنها نسبت به خواسته های ما پذیراتر باشند و گفت و گو و تعامل قطعا منجر به درک متقابل می شود. توصیه ام این است که بچه ها را تنها در این فضا رها نکنید، همانطور که در فضای واقعی آن ها را تنها نمی گذارید، در این فضا نباید به لحاظ فیزیکی و روانی تنها بگذارید.

تنها گذاشتن فرزندان در فضای مجازی می تواند آسیب های بشدت زیادی در آینده برای فرزندان مان داشته باشد. امیدواریم خانواده های ایرانی همانطور که نگران بسیاری از آموزش های فرزندان شان است، نگران آموزش های سواد رسانه ای فرزندان شان هم باشند و انشالله ما روزی را ببینیم که هر خانواده ایرانی و هر والدگر رسانه ای بتواند نحوه استفاده صحیح از رسانه ها را با فرزندان شان تمرین کنند و در کنار فرزندان شان باشند و آنها را دعوت کنند به اندیشیدن در همه آنچیزهایی که از طریق انواع رسانه ها با آن مواجه می شوند، تا بتوانیم در برابر فرصت ها و تهدیدهایی که در این فضا وجود دارد، قدرت گزینش گری پیدا کنند.

والدگری رسانه ای یعنی شما قدرت تعامل، گفت و گو و ارتباط با فرزندان تان در مورد نحوه استفاده از انواع رسانه را بیشتر کنید، هر اندازه تعامل، دیالوگ و گفت و گو در خانواده نسبت به مصرف رسانه بیشتر رخ دهد، قطعا فرزند مان در آینده کمتر مورد تهدید و آسیب های رسانه ای قرار خواهد گرفت.

والدین و فرزندان ما باید بتوانند گزینه های مثبت و سالم تر را انتخاب کنند و از آن استفاده بهینه داشته باشند و آن گزینه های ناسالم و تهدیدهایی که در این فضا وجود دارد را شناسایی کنند و از آنها فاصله بگیرند.

** به نظر شما در فضای رسانه به ویژه فضای مجازی وجه سرگرمی برای کودک اولویت دارد یا آموزش؟

کودکان از راه بازی و سرگرمی، آموزش ها را به صورت مستقیم فرا می گیرند، ما نمی توانیم صرفا بچه ها را فقط آموزش صرف بدهیم یا صرفا بدون هدف سرگرم شان کنیم، به همین دلیل این دو باهم اتفاق می افتد و قدرت تشخیص بین سرگرمی و صلاح این است که من والد چه زمانی و چگونه باید خود و خانواده ام را سرگرم کنم و استفاده از چه محتواهایی بپردازم. چه محتوایی به لحاظ سرگرمی به صلاح من، خانواده و فرزندم است و برای تقویت روحیه آنها از کدام محتواهای رسانه ای استفاده کنم.

سرگرمی صرف فرصت ها را برای تأمل کمتر می کند

سرگرمی صرف فرصت های مان را برای تأمل و درون گری کمتر می کند؛ بنابراین به جای آنکه بگوییم بین سرگرمی و آموزش کدام را در اولویت قرار دهیم بهتر است که بگوییم قدرت تشخیص بین سرگرمی و صلاح کدام است؟ یعنی سرگرمی که فقط از باب این باشد که وقت کودک مان را پر کند یا سرگرمی که در درونش آموزش های غیرمستقیم هم می تواند به کودک انتقال داده شود، سبب رشد فکری او می شود و فرزند یاد می گیرد هر آنچیزی که می بیند، می شنود و یا می خواند را بلافاصله نپذیرد و منفعلانه با آن برخورد نکند و حتی تسلیم محتواها نشود، بلکه قدرت پرسشگری داشته باشد و بداند که چطور و چگونه می تواند از این محتواها استفاده کند و این محتواها تا چه اندازه می تواند به لحاظ موثق بودن منبع آن قابل اطمینان و مناسب باشد.

 

همچنین این موضوع را به فرزندان مان یاد دهیم تا هر آنچه در فضای مجازی مشاهده می کنیم، برای دوستان، آشنایان و اقوام ارسال نکنیم و مسئولیت اجتماعی در قبال بازنشر پیام ها داشته باشیم، یعنی همانطور که مراقب افکار خود و فرزندان مان هستیم، باید به آنها آموزش دهیم که مراقب افکار و اندیشه دیگران باشند. آنچیزی که باعث ناراحتی ما می شود، لزومی ندارند که آنها را برای دیگران ارسال کنیم و یا هرچیزی را که می بینیم، می شنویم و می خوانیم، اگر به صلاح نیست، لزومی ندارد که بلافاصله برای دیگران بازنشر کنیم؛ بنابراین این هم می تواند نکته بسیار مهمی باشد.

**رسانه چگونه می تواند سواد رسانه ای را به کودکان آموزش بدهد و بهتر است ازچه مواردی شروع کند؟

یادمان باشد سواد رسانه یک موضوع شیک و لوکس نیست بلکه یک موضوع راهبردی است و حتما باید در دستور کار خانواده قرار بگیرد، به ویژه خانواده هایی که فرزندان زیر ۱۴ سال دارند، حتما باید نسبت به ارتباط شان با فرزندان شان در مورد مدیریت مصرف رسانه ای دائما گفت و گو داشته باشند.

سواد رسانه ای یک مهارت سطحی نیست

ما اعتقاد داریم سواد رسانه ای یک مهارت سطحی نیست، بلکه یک مهارت زندگی است، مهارتی که والدین و والدان رسانه ای باید به صورت عمیق و جدی به آن بپردازند، یعنی ما والدین به فکر فرزندان مان باشیم و به آنها کمک کنیم و به حمایت از آنها بپردازیم تا بتوانند درک درست، بهتر و عمیق تری نسبت به محتوای رسانه ای داشته باشند.

بنابراین یادمان باشد که سواد رسانه ای از خانه ها و منازل ما شروع می شود، اگر والدین در مورد نحوه استفاده از محتوای رسانه ای دقت لازم را داشته باشند، ناخودآگاه الگو و آینه تمام نمایی برای فرزندان شان می شود، اما اگر این ابتکار عمل بدست والدین نیفتد،در غیر این صورت این رسانه ها هستند که ابتکار عمل را به بدست می گیرند و خط مشی زندگی فرزندان مان را تعیین می کنند و در بسیاری از اوقات ممکن است نشانی های غلط به فرزندان مان ارائه کنند و حتی آموزه‌هایی که با آموزه های خانوادگی ما منافات دارد را به فرزندان مان انتقال دهند.

والدین باید بتوانند  با فرزندان شان ارتباط درستی از نوع همدلانه و برابر برقرار کنند، یعنی به جای اینکه ما در مقابل فرزندمان قرار بگیریم، در کنارشان قرار بگیریم تا یک رابطه بسیار دوستانه و همدلانه اتفاق بیفتد و شکل بگیرد.

 

سواد رسانه ای به والدین کمک می کنند که چگونه در دنیای رسانه ای در کنار فرزندان شان زندگی بهتر و مفید تری داشته باشند، ما نمی گوییم که استفاده از رسانه ها را در زندگی کم رنگ کنیم، بلکه این استفاده باید به صورت آگاهانه و با هوشیاری اتفاق بیفتد، یعنی عادلانه نیست که فرزندان مان در برابر تصاویر خشن قرار بگیرند و  عده ای بیاییند و تشخیص دهند که چه پیامی منتشر شود و ما هم چشم و گوش بسته خودمان و فرزندان مان تحت تأثیر این آموزه ها قرار بگیریم؛ بنابراین توجه به سواد رسانه ای در خانواده و به ویژه برای کودکان می تواند اهمیت بسیار زیادی داشته باشند، زیرا باید قبول کنیم که فرزندان هزاره سوم به لحاظ تسلط شان بر این فضا و به لحاظ فناوری و تکنولوژی به مراتب جلوتر از والدین شان هستند؛ بنابراین باید متناسب با این فضا تربیت شوند و ملاحظات آنها درنظر گرفته شوند.

ما بزرگسالان، گریزان از تکنولوژی هستیم و در بسیاری از اوقات وقت کمتری داریم و مشغله کاری و ذهنی مان نباید باعث شود که فرزندمان را در این فضا به تنهایی رها کنیم، زیرا آنها امروز به واسطه کارتون ها و بازی های کامپوتری، از درک بسیاری از زیبایی ها و روابط انسانی دور می شوند و از آنجایی که می دانیم ذات این رسانه ها بی احساس است، صرف وقت زیاد و تماس طولانی با این رسانه ها منجر به کاهش روابط عاطفی درخانواده و حتی باعث مخدوش شدن مرز بین واقعیت و مجاز برای کودکان می شود.

استفاده زیاد از رسانه فرزندان را کم حوصله می کند

و فرزندان مان به واسطه استفاده از این رسانه ها به مرور کم حوصله و بی حوصله می شوند و شاید دامنه اطلاعات شان درباره بسیاری از مسائل افزایش یافته است، برای مثال از طبیعت اطلاعات خوبی دارند، با یک کلیک می توانند آب و هوای سه روز آینده محل زندگی شان را به دست بیاورند، اما از طرف دیگر لمس طبیعت کاهش پیدا کرده و کودکان مان صرفا با روایتی از طبیعت مواجه هستند، یعنی دیگر هیچ گنجشکی، جوجه ای به دستان کودکان مان نوک نمی زند، هیچ مرغ یا خروسی دنبال کودکان ما نمی دود یا هیچ کودکی در سوز و سرمای کوه قدم برنمی دارد و زمین نمی خورد، درصورتی که ما باید واقعا استراتژی بازگشت به طبیعیت را به فرزندان مان در صدر تفریحات زندگی مان قرار دهیم و سعی کنیم فرزندان مان را عاشق طبیعت کنیم. این موضوع مبنی بر اینکه فرزندان مان مدت های طولانی مقابل تلویزیون بنشینند و ما از آنها درخواست کنیم که کمتر از تلویزیون و تلفن همراه استفاده کننند، این نهی کردن ها کفایت نمی کند، بلکه والدین همیشه باید گزینه های پیشنهادی را داشته باشد.

چیزی که از فرزند می گیریم باید گزینه های پیشنهادی بهتری داشته باشیم. زمنی که فرزندی را به دنیا می آوریم، مسئولیتی در قبالش داریم. بسیاری از والدین دائما این موضوع را مطرح می کنند که کارشان زیاد است و بسیار از کار خسته می شوند و وقتی برای فرزندان شان ندارند و حتی گاهی اوقات خانواده ها در ۱۷ سالگی فرزندشان تازه یادشان می افتد که حالا با فرزندشان چه باید بکنند که دیگر دیر است و نمی توان کار اساسی و ریشه ای انجام داد.

 

اگر می خواهیم کار درستی انجام دهیم، باید تا زیر ۱۴ سالگی آن آموزه های مربوط به مدیریت مصرف رسانه ای را در فرزندان مان نهادینه کنیم و دانه هایی که روزی با عشق و امید کاشته شود، قطعا در آینده این دانه هایی که رشد می کنند و به درختی تناور تبدیل می شوند، با باد و طوفان ممکن است شاخه و برگش بشکند و از بین برود، اما چون ریشه های محکمی دارد، آن آسیب ها و تهدیدها را می تواند به سلامت از سر بگذرانند؛ بنابراین سعی کنیم که این نیاز مغفول خانواده های ایرانی که آموزش سواد رسانه ای است را واقعا جدی بگیریم و لازمه اش این است که من والد خودم مقهور رسانه نباشم یعنی خودم تحت تأثیر رسانه قرار نگیرم و بتوانم ابتدا نحوه استفاده خودم را مدیریت کنم و سپس  فرزندم خواه و ناخواه از من والد یاد خواهد گرفت.

اینترنت فضای شخصی کودک نیست

و یادمان باشد که اینترنت فضای شخصی کودک ما نیست و حتی استفاده از تلویزیون، تبلت و سایر صفحه نمایش ها برای کودک ما به عنوان یک حق به شمار نمی رود، بلکه یک امتیاز است و ما بهتر است تا سن سه سالگی واقعا بچه ها را در مقابل انواع صفحه نمایش قرار ندهیم و پس از آن خانواده واسطه اثرگذاری بر کودکان شان باشند.

والدین به کودکان شان در تفسیر پیام ها ودریافت معناها کمک کنند، ارزش ها باید توسط والدین به فرزندان شان منتقل شوند و این در صورتی ممکن خواهد بود که خود والدین آنقدر تحت تأثیر انواع رسانه ها نباشند.

یادمان باشد تا زمانی که اطلاعات کافی در مورد موضوعی نداریم، موضوعی را سرهم نکنیم و نبافیم و حتی درموردش صحبت نکنیم، زیرا صحبت کردن بدون اطلاعات ما را پیش فرزندان مان بی اعتبار می کند؛ بنابراین یادمان باشد صرفا تحصیلات بالا اعتبار نمی آورد.

 

کودکان ابهام پذیر نیستند، ما باید تکلیف بچه ها را روشن کنیم و اگر به آنها می گوییم نمی دانم، این نمی دانم به شرطی نباشد که آنها را از سر خودمان باز می کنیم بلکه اگر موضوعی را بلد نیستیم به کودکان مان بگوییم که باهم مطالعه و جستجو کنیم تا به پاسخ درست برسیم. ما نباید به آنها نشانی غلط دهیم و بهترین اتفاقی که می تواند میان والدین و فرزندان در والدگری رسانه ای رخ دهد، تکنیک بهبود رابطه است، یعنی برای کودک مان حداقل روزی یک الی دو ساعت وقت بگذاریم و و الدین هر کدام جداگانه با فرزند همبازی شوند. این موضوع می تواند سبب کمک کردن به فرزندان مان برای مشخص کردن چشم اندازه آینده شان باشد.

همه این موضوعات می تواند بسیار راهگشا باشد و والدین باید بتوانند  با فرزندان شان ارتباط درستی از نوع همدلانه و برابر برقرار کنند، یعنی به جای اینکه ما در مقابل فرزندمان قرار بگیریم، در کنارشان قرار بگیریم تا یک رابطه بسیار دوستانه و همدلانه اتفاق بیفتد و شکل بگیرد.

 

منبع: فارس

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =