اخبار انجمن

دانستنی های مفید درباره استفاده بهتر از شبکه‌های اجتماعی

تمایل پلتفرم‌ها برای حداکثر کردن میزان استفاده‌ کاربران، باعث شده  که “کمترین محدودیت‌ها و چارچوب‌ها” به کاربران تحمیل شود.در واقع اگر خودمان “خط مشی و اصول حضور در شبکه اجتماعی” را تعیین نکنیم، جز در موارد نادر با منعی از طرف شبکه‌ها و پلتفرم‌ها روبرو نخواهیم شد.

خطاهای ما در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند زمینه‌ساز بسیاری از قضاوت‌ها و تعمیم‌های نادرست و غیردقیق درباره‌ ما باشند. با توجه به دسترسی گسترده‌تر به فضای مجازی و امکان نشر سریع‌ و کم‌هزینه‌ خبرها، ترکیب سود و هزینه در این فضا تغییر می‌کند.

مثال:

این‌که یک نفر گربه‌اش را از دست بدهد طبیعی است.

این‌که به خاطر از دست دادن گربه‌اش غصه هم بخورد قابل درک است.

اینکه در اکانت خود در اینستاگرام، اعلام کند که اندوه‌ناک یا حتی منتظر است بمیرد و آن گربه را دوباره ببیند؛ یک نظر / حق شخصی است.

اما برآورد این‌که برآیند سود/‌هزینه‌‌ چنین تصمیمی چیست و آیا می‌تواند مثبت (به خاطر وایرال شدن‌ یا تغییر تصویر برند) یا منفی (به خاطر تمسخر دیگران) باشد، چندان ساده نیست.

اینکه چنین تصمیمایی در کنار تبعات اجتماعی، ارزش ریالی بزرگ (چه سود و چه زیان) داشته باشد، پدیده‌ تازه‌‌ای است که قبل از ظهور شبکه های اجتماعی تجربه نشده است.

واقعیت این است که شبکه‌های اجتماعی، فضای اطلاع‌رسانی رایگان نیستند‌…هزینه‌ استفاده از آن را هم نباید تنها به زمانی که صرف می‌کنیم و ترافیکی که خریداری می‌کنیم محدود بدانیم.

در برخی تصمیم‌ها ؛ از جمله حرف زدن درباره رابطه‌ عاطفی؛ هزینه‌ اصلی در قالب خرج‌ شدن از کیسه‌ شهرت و اعتبار یا آسیب زدن به برندشخصی به ما تحمیل می‌شود که واقعا جبران پذیر نیست

برخی از ما علاقه داریم در شبکه های اجتماعی به بازنشر خبرهای روز بپردازیم. اما در یک نشست برخط با یکی از متخصصین حوزه رسانه های نوین فهمیدم : اظهارنظر یا بازنشر خبرهای روز در صورت برقرار بودن شرط‌های زیر می‌تواند جذاب باشد:

ما از تخصص / آگاهی در حوزه‌ی خبر منتشر شده بهره‌مند باشیم.

بخش قابل توجهی از مخاطبانمان با انگیزه‌ آگاهی از خبرهای روز و تحلیل‌های ما، اکانتمان را پیگیری کنند.

ترجیحاً اگه خبر یا تحلیلی را منتشر نکنیم، جای آن بحث در فضای دیجیتال (لااقل در میان مخاطبان ما) خالی بماند.

اما این‌که بگوییم حالا که نمی‌شود کار دیگری کرد، حداقل اطلاع‌رسانی کنیم، استدلال قابل‌قبولی نیست.

نشر و بازنشر خبر، می‌تواند اکانت ما را به مجموعه‌‌ای انباشته شده از عکس و پوستر و جمله و شعار تبدیل کند، که چون تاریخ مصرف دارند، بعد از مدتی جذابیتشون رو از دست میدهند. ضمن این‌که بسیاری از خبرها، برای مخاطب بار احساسی یا Emotional Load دارد و مخاطب ممکن است موضع متفاوتی نسبت به آنها داشته باشهدو ما به خاطر این تفاوت، وادار به پرداخت هزینه شویم.

نکته: اگه موضع‌گیری درباره برخی رویدادها یا نشر برخی خبرها رو به عنوان بخشی از فرایند برندسازی و هویت سازی خودمان می‌دانیم، می‌شود از چنین رفتاری دفاع کرد اما در غیر این صورت، احتمالاً هزینه‌های این سبک تولید محتوا از منافعش بیشتر است.

فضاهای آنلاین و شبکه های اجتماعی گاهی اوقات، بستری مناسب برای برخوردهای خشن و تهاجمی برای ما آماده می‌کنند.

در فضای فیزیکی، به ناچار بین عمل و عکس‌العمل فاصله می‌افتد و همین فاصله گاه باعث می‌شود آتش خشممان کمی فروبنشیند اما در فضای دیجیتال، فاصله بین عمل و عکس‌العمل بسیار کم می‌شود و همین مسئله باعث می‌شود که گاه، حلقه برخورد خشونت‌آمیز شکل‌گرفته و تقویت شود.

اشتباه دیگری که بسیاری از ما انجام می‌دهیم، مطرح کردن شکایت از محیط کار در شبکه های اجتماعی است. اگر مشکلی در محیط کار من وجود دارد، اگر مدیرم کارهای نادرست و غیرمنطقی انجام می‌دهد و اگر از یک همکار دلگیرم؛ طرح این مسئله در شبکه های اجتماعی نمی‌تواند مفید و موثر باشد.

شتابزدگی در رشد جامعه مخاطبان؛ یک اشتباه مهم دیگر است که خیلی از ما مرتکب می‌شویم. منطقی نیست انتظار داشته باشیم در چند ماه اول، مجموعه‌ ای گسترده  از مخاطبان و تعداد زیادی دوست و آشنا و حجم زیادی از لایک‌ها و کامنت‌ها را جمع کنیم.

اصرار بر این‌که در نخستین هفته‌ها و ماه‌های حضور در یک پلتفرم اجتماعی، همه‌ی فعالان آن‌ فضا حداقل یک بار نام ما را بشوند، الزاماً به نتیجه‌ی مطلوبی منتهی نمی‌شود.

روش های میان‌بر برای جمع کردن مخاطب در فضاهای مجازی کم نیست. اما دیر یا زود، می‌بینید که در فضای دیجیتال، جامعه‌ ای بزرگتری از مخاطبان و دوستان الزاماً ارزش بیشتری ندارد.

موارد بسیاری میتوانیم ببینیم که جامعه‌ کوچکتری از مخاطبان و دوستان وفادار می‌تواند از لحاظ انسانی،‌ احساسی، اجتماعی و اقتصادی،‌ مفیدتر و اثربخش‌تر باشد.

یکی از گروه‌هایی که معمولاً خود را در این زمینه استثنا می‌دانند، کسانی هستند که از نشر تبلیغ، کسب درآمد می‌کنند، اما آشنایی بیشتر مردم و کسب و کارها با “اینفلوئنسر مارکتینگ” باعث شده که آنها هم به سادگی فریب تعداد فالوئرها و مخاطبان را نخورند و به کیفیت جامعه مخاطب و اثربخشی تبلیغات هم توجه کنند .

بی‌توجهی به مطالبی که لایک یا بازنشر می‌کنیمبسیار مهم است. “در میان متخصصان تحلیل شبکه های اجتماعی یک جمله را بسیار می‌شنویم: You are what you like (شما، همان پست‌هایی هستید که لایک می‌کنید.

به خاطر داشته باشیم که دوستان نزدیک و حتی آشنایان دور هم، بر اساس این‌که ما چه مطالبی را لایک می‌کنیم یا زیر چه مطالبی برای چه کسانی کامنت می‌ذاریم توجه می‌کنند.

معمولاً در بحث برندسازی شخصی به این نکته اشاره می‌شود که مطالبی که بازنشر می‌کنید درست به اندازه‌ مطالب خودتان می‌تواند در تصویری که از شما می‌سازد تأثیر داشته باشد.

مهتاب سرخیل ـ عضو انجمن سواد رسانه‌ای ایران

نوشته های مشابه