فعالیت کارگروه

مارپیچ سکوت؛ قربانگاه آزادی اندیشه در شبکه‌های اجتماعی

معصومه نصیری- نظریه مارپیچ سکوت خانم الیزابت نوئل نئومان یک نظریه مرتبط با چگونگی شکل‌گیری افکار عمومی است.

بر اساس این نظریه؛ اگر افراد حس کنند از نظر فکری در اقلیت قرار دارند یا احساس کنند افکار عمومی در جهت فاصله گرفتن از فکر آن‌هاست، ترجیح می‌دهند سکوت اختیار کنند وهر چقدر اقلیت بیشتر سکوت کند، مارپیچ سکوت تشدید می‌شود. به عنوان مثال هنگامی که توزیع افکار و عقاید توسط رسانه‌های جمعی به عنوان فکرهای مسلط و رایج و غالب به طرزی پیوسته ارائه شود، حمایت از عقیده اقلیت به مرور ضعیف و گرایش به عقیده اکثریت بیشتر می‌شود و مارپیچ سکوت در جامعه شکل می‌گیرد.

با این رویکرد اگر خانم یا آقای بازیگری (سلبریتی) برود کربلا، از خدا حرف بزند، از کشور آشکارا دفاع کند، شادی بعد از گلش فرق داشته باشد با سایرین و … چون با جریان غالب رسانه ای این گروه تفاوت دارد یا مجبور به سکوت می شود، یا کنار گذاشته میشود یا طعنه می شنود تا جایی که از ابراز آنچه درست می داند، فاصله گرفته یا آن را کتمان کند.

مارپیچ سکوت نوعی تمکین به جبر رسانه هاست که تعیین می کنند ما چگونه فکر کنیم، چگونه زندگی کنیم و اساسا چه کسی باشیم.

مارپیچ سکوت در تناقض جدی با دموکراسی و آزادی اندیشه است. اگر گروه غالب به گونه ای رفتار کنند که اقلیت برای بیان نظر هزینه های سنگینی پرداخت کنند در واقع علی رغم ویترین آزادی و حق انتخاب، مجال بروز و ظهور را به سایر اندیشه ها ندادند و آنها را به حاشیه برده اند.

یکی از مجریان خوشنام و معروف تعریف میکرد اگر زیارت رفته باشد و عکس بگذارد، موج کامنت های دشنام را دریافت می‌کند و اگر روزی فضای متفاوتی را به اشتراک بگذارد، همان کامنت های ناسزا تبدیل به محبت و ابراز لطف میشود. او بدون اینکه بداند مارپیچ سکوت چیست نگران بود که در اثر این واکنش ها ممکن است اگر زیارت رفت عکسی منتشر نکند. به او گفتم این یعنی مارپیچ سکوت.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه