فعالیت کارگروه

پایشی بر برنامه سازی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران

تقلید یا خلاقیت

# چرایی (جهت دهی به افکار عمومی)

– رسانه هاي ديداري و شنيداري نقش تاثيرگذار و غيرقابل انکاري در شکل گيري افکار عمومي و تغيير سبک زندگي افراد ايفا مي کنند و در اين ميان به نظر مي رسد تلویزیون باجذابيت هاي صوتي و تصويري و کارکردهاي خود راحت تر به حوزه زندگی اجتماعي بشر عصر جديد وارد شده و شايد بتوان در کشور ما نيز آن را به عنوان رسانه شماره يک مردم به حساب آورد.

– تلويزيون از قدرت تا یید و نفوذ اجتماعي براي افراد برخوردار است چرا که امروزه اکثر سیاستمدران، ورزشکاران، بازیگران، هنرمندان و … یکی از راه های موفقیت خود را درتلویزیون جست و جو می کنند.
محبوبيت و قدرت اين رسانه شايد در نظریات ارتباطي كه به آثار درازمدت رسانه‌ها پرداخته‌اند ريشه داشته باشدودر ميان اين نظريات “نظریه كاشت” داراي حق تقدم است.

– نظريه كاشت برآثار تدريجي و دراز مدت رسانه‌ها به ويژه تلويزون بر شكل‌ گیري تصوير ذهني مخاطبا ن از دنياي اطراف تأكيد دارد آنچنان که جرج گربنر واضع اين نظريه در دهه ۱۹۶۰ تحقيقاتي را با عنوان «شاخص‌هاي فرهنگي» شروع كرد تا تأثير تماشاي تلويزيون بر باورها و ديدگاه‌هاي بينندگان درباره جهان واقعي بررسي كند(مهدي زاده،‌ ۱۳۹۲). وي اين عقیده را مطرح کرد كه پیام هاي تلویزیون به جهت تكرار دائمی نهایتاً به عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه پذیرفته می‌شود و تماس ممتد با تلویزیون می‌تواند نهایتاً به قبول دیدگاه تلویزیون، كه همواره واقعیت را به درستی منعكس نمی‌كند، درباره جهان واقعی منجر شود(مك كوايل، ۱۳۸۵).

# چگونگی تاثیر گذاری بر مخا طب
– ( آما ری از مخاطبان)
– با نگاهي به آمار مصرف رسانه ها در کشور در مي يابيم که اگر چه ميزان مصرف رسانه اي تلويزيون در ايران هنوز به طور کامل مشخص نيست اما بر اساس نتايج رسمي اعلام شده مردم ايران با حدود ۴ ساعت يا ۲۴۰ دقيقه پس از آمريکا(۲۸۲ دقيقه)، ژاپن(۲۶۴ دقيقه)، ايتاليا(۲۶۲ دقيقه) و لهستان(۲۶۰ دقيقه) در رتبه پنجم مصرف تلويزيون قرار گرفته و پس از ايران روسيه، هلند و اسپانيا هرکدام با ۲۳۹ دقيقه قرار دارند(خبرگزاري شبستان،۱۳۹۵)

– صرف نظر از اينکه در اين حوزه نقدهايي به ميزان استقبال از برنامه هاي تلويزيون ملي جمهوري اسلامي ايران و مردم به آن وجود دارد اما اگر بر اساس آخرين آمار رسمي اعلام شده ظريب نفوذ تلويزيون در کشورمان را حدود ۹۹٫۳ (خبرگزاري مهر به نقل از مرکز آمار ايران، ۱۳۹۵) در نظر بگيريم و رشد بيش از ۶۰ درصدي اقبال از شبکه هاي ماهواره اي را نيز در کنار آن محاسبه کنيم(تابناک،۱۳۹۷) تاثير اين رسانه بر زندگي امروز ما روشن تر خواهدشد.

– رقيب جوان تر اين رسانه نيز با قدرتي مضاعف در حال رشد است. رسانه هاي اجتماعي مجازي امروزي موسوم به “شبکه هاي اجتماعي” که در کمتر از ۱۰ سال توانسته اند به عنوان يک رقيب قدرتمند در اين حوزه ظاهر شده و در برخي موارد همچون ارائه اطلاعات و اخبار به مخاطبان، عرصه را بر اين رسانه ۵۵ ساله در ايران تنگ کنند به طوريکه مرکز آمار ایران اعلام کرده طی سال ۹۶ متوسط حضور ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی یک ساعت و ۴ دقیقه در روز بوده است.

– در مجموع اين آمار نشان مي دهد که هنوز تلويزيون در حوزه هاي سرگرمي، کسب اطلاع و اخبار، نظارت بر محيط و… داراي کارکرد و اهميت است و شايد در کشور ما استفاده از برنامه هاي سرگرم کننده آن در کنار اطلاع و اخبار، رويکردي غالب باشد.

# روند ( ساخت برنامه با هدف جذب مخاطب)

– يکي از برنامه هاي سرگرم کننده صدا و سيماي کشورمان در سال گذشته؛ “عصر جدید” بود که با تهيه کنندگي و اجراي احسان علیخانی در شامگاه ۲۷ بهمن ۹۷ از شبکه ۳ پخش شد و تا کنون روزهاي شنبه و یکشنبه هر هفته بعد از اخبار شبانگاهی ساعت ۲۲ اجرا شده و در ايام نوروز تقريباً هر شب پخش شده است.
– موضوع اين برنامه استعدادیابی در حوزه‌های ورزشی، سرگرمی و هنری است که قرار است در ۵۲ قسمت دقیقه ای به روی آنتن رود. همچنين امین حیایی، رویا نونهالی، سید بشیر حسینی و آریا عظیمی نژاد داوری این برنامه را بر عهده دارند.
– به عقيده کاربران اين برنامه یک کپی از برنامه اي خارجي مانند “آمریکاز گات تلنت”(America’s Got Talent) يا “امريکن آيدل”(American Idol) است که با اندکي تأمل در برنامه هاي مشابه خارجي مي توان بر اين کپي برداري صحّه گذاشت.
– در سايت اين برنامه آمده است: «اولین و بزرگ ترین برنامه استعدادیابی تلویزیونی در ایران با نام عصرجدید و با حضور استعدادهای ویژه در زمینه های سرگرمی، هنری و مهارت های ورزشی که از شبکه سه پخش می شود. اگر دوست دارید در این برنامه شرکت کنید و استعداد خود را به نمایش بگذارید، باید بدانید که تنها راه پذیرش اولیه، ارسال ویدیو با استانداردهای تعریف شده است». برنامه عصر جديد در اين زمينه قواعد و قوانيني نيز بيان کرده که در http://asrejadid.ir قابل دسترسي مي باشد.

# با زتا ب نظرات موا فق ومخا لف

– در دو سوي کفّه نقد اين برنامه، از يک سو منتقدان تمامي محتواي اين برنامه از دکور، صحنه
گرفته تا چيدمان شرکت کنندگان، داوران و… را کپي بدون تغيير و تقليد از مشابه خارجي آن دانسته اند.

• نتیجه گیری نگاه منتقدان:

– نفرت زدايي از آمريکا و نرماليزاسيون فرهنگي غرب در حال وقوع است. اين دسته از منتقدان ضمن انتقاد به برخي از داوران اين برنامه، با بيان مصداق هايي همچون “انجام خواستگاري به سبک غربي” اجراي آن را نيز نوعي پذيرش و ترويج تهاجم فرهنگي در رسانه ملي قلمداد کرده اند.

– مدافعان با اشاره به تفاوت هاي موجود، اگرچه شباهت آن را تأييد مي کنند اما اجراي اين برنامه را يک پلتفرم يا شکل اجراي استاندارد همانند يک “ميزگرد” دانسته که داراي محتواي داخلي است

• نتیجه گیری نگاه موافقان

– از نظر ايشان اين برنامه در رسانه ملي در حال بومي سازي است و حتي اگر کپي برداري صرف هم باشد، با توجه به اقبال عمومي براي کاهش نفوذ ماهواره در خانواده ها قابل قبول است چرا که اگر تلويزيون ملي ما برنامه اي براي سرگرمي و جذب مخاطب نداشته باشد مردم به ناچار سراغ کانال هاي ماهواره مي روند.

#جمع بندی ونتیجه گیری

– نگارنده در اين فرصت در صدد تاييد يا رد اين برنامه نبوده و نيستم اما شايد آنچه که کمتر در گفت و شنودهاي نقد و تاييد اين برنامه به چشم مي آيد و در اين جدال مغفول مانده راه حل مناسب براي سرگرمي مردم و افزايش اقبال رسانه ملي است.

– در اين زمينه نکته اشتراک اکثر نظرات منتقدان و مدافعان، ضرورت توليد چنين برنامه هايي به ويژه در حوزه شناخت استعدادهاي کشور است. اما اينکه چگونه و به چه شکل باشد، سوالي است که هنوز به طور کامل و روشن پاسخ داده نشده است.

– اگر در مباحث رسانه ملي جستجويي اندک داشته باشيم، متوجه مي شويم که اين اولين بار نيست که صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مورد نقد واقع شده است، آنچنان که رئيس سازمان صداوسيما اسفند سال ۹۵ در اعتراض به بودجه اين سازمان، مقايسه اي با شبکه فارسي بي بي سي انجام داده بود و گفته بود که «حدود شش هزار ميليارد تومان تنها هزينه اداره شبکه بي بي سي فارسي زبان مي شود و بايد پرسيد چرا بايد براي يک شبکه در انگلستان اين گونه هزينه شود و يک سازمان بزرگ با ١٤٥ شبکه در شرايط بسيار سختي اداره شود». او در همين سخنراني هزينه هاي جاري صداوسيما را حدود چهار هزار ميليارد تومان در سال اعلام کرده بود.

– در اين زمينه در سال ۹۵ رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز بعد از گذشت سال ها از تحويل صندلي رياست صداوسيما به عزت الله ضرغامي در انتقادي گفته بود: «اينکه مي شد با ۱۰، ۱۲ هزار نفر کار کرد، ولي ناگهان تعداد کارکنان اين سازمان به ۳۶ هزار نفر رسيد، مهم است». اين نقد با جواب ضرغامي هم روبه رو شد، هرچند ضرغامي استخدام ها را به زمان لاريجاني نسبت داد اما مسئله مورد نظر اين است که او تعداد کارمندان را ۳۳هزارو ۶۰۰ نفر اعلام کرد. با وجود اين خبر گزاري ها کارمندان صداوسيما را چيزي بين ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر تخمين مي زنند در حاليکه تعداد کارمندان بي بي سي را ٢٠هزار و ۹۵۰ کارمند ثابت و ۱۶هزارو ٦٧٢ همکار پاره وقت و در مجموع بين ۳۵ تا ۳۶ هزار نفر عنوان شده که به ۲۹ زبان جهاني برنامه تهيه مي کند و دو سال پيش در چشم انداز خود سوداي رسيدن به نيم ميليارد مخاطب را در سر مي پروراند(روزنامه شرق، ۱۳/۱۰/۹۶).

– گفته مي شود تعداد نیروی انسانی در کنار پستهای مدیریتی اين سازمان باعث شده که حدد ۸۰ الی ۸۵ درصد بودجه صدا و سیما صرف حقوق و دستمزد نیروهای انسانیاش شود و تنها ۱۵ الی ۲۰ درصد بودجه برای تولیدات تلویزیونی در حوزههای مختلف باقی بماند(خبر آنلاين،۲۹/۰۲/۱۳۹۵).

– در مجموع برآيند افکار عمومي و نگاه مردم و حتي مسئولان به صدا و سيماي ملي ايران، به نظر مي رسد اين رسانه نتوانسته با توليد برنامه هاي خلاقانه مستمر نظر عموم مردم را تامين و به ذائقه و سليقه ايشان پاسخ دهد. ناگفته نماند در اين زمينه گاهاً برنامه هايي توليد و ارائه مي شود که از خلاقيت نسبي برخوردار بوده و توان جذب مخاطب را دارند اما اين موضوع رويکرد غالب در رسانه ملي نيست و در بسياري موارد نيز اين خلاقيت مربوط به شخص توليد کننده يا مجري بوده و با رفتن او، به ناگاه مخاطبان آن با افول مواجه خواهند شد.
– بايد در نظر داشت که سازمان هاي رسانه اي بنگاه هاي تجاري نيستند و اساساً نگاه اقتصادي و درآمدزا به اين سازمان ها داراي اشکال است اما آيا يک سازمان فرهنگي رسانه اي نبايد از قابليت هاي منحصر به فرد خود برخوردار باشد و بتواند ضمن حفظ مخاطب به شکل حرفه اي، خود را نيز اداره کند. به ويژه آنکه مهمترين سرمايه اين سازمان نيروي انساني آن به حساب مي آيد و اگر اين سرمايه از توان خلاقيت و ارائه ايده هاي نو کم بهره باشد، آنچه در عمل مشاهده مي شود پيکره اي عظيم با سرعتي آهسته در پاسخ به نياز هاي مخاطبان است!!

– در اين راستا متخصصان امر براي ترويج خلاقيت فردي و سازماني راههاي مختلفي را پيشنهاد نموده اند و البته ديدگاه هاي مختلفي نيز با اين عنوان که “خلاقيت فردي و ذاتي است” يا اينکه “خلاقيت قابل آموزش و اکتساب است” وجود دارد که هر دو ديدگاه نيز به مرحله آزمون درآمده و نتايج اثربخشي نيز داشته است.
– نگارنده معتقد است آنچه در حال حاضر صدا و سيماي ملي ما به آن نياز دارد توسعه خلاقيت در شبکه هاي مختلف و تمامي لايه هاي خود جهت توليد برنامه و نشر محتواست.

– در اين زمينه اگر خلاقيت به عنوان امري مهم، ضروري و همه روزه در اين رسانه نهادينه نشود، براي جذب و نگهداشت مخاطب، چاره اي جز کپي برداري يا تقليد از محتواهاي خلاق توليد شده در رسانه هاي ديگر وجود ندارد -که البته اگرچه شايد اقدامي غيرحرفه اي تلقي نشود- اما اگر اين روش به ناخواسته مشي قالب صدا و سيما قرارگيرد، صرف نظر از تضادها و تناسبات فرهنگي لاجرم در آينده نيز شاهد برنامه هايي خواهيم بود که با اندک يا بدون تغيير از روي برنامه هاي مشابه خارجي ساخته شده، در حاليکه رسانه هاي قدرتمند خارجي هر روز در حال توليد برنامه هايي جديد، به روز و خلاق براي مخاطبان خود هستند.

#عباس زمانی
#کارگروه پایش محتوایی رسانه ها وفضای مجازی بارویکرد سواد رسانه ای
# انجمن سواد رسانه ای

نوشته های مشابه