آموزش

چرا باسواد رسانه ای باشیم؟

مقاله‌ای برای بیشتر دانستن

سواد رسانه ای با اهداف آموزشی
۱٫ تعریف سواد رسانه ای
۲٫ مسئولیت اجتماعی هر فرد از جامعه
۳٫ پنج معیار سنجش اصلی درباره هر پیام رسانه ای

در عصر گوتنبرگ و دوران مدرن متعاقب آن ، سواد – توانایی خواندن و نوشتن – نه تنها برای مربیان، بلکه برای سیاستمداران، اصلاح گران اجتماعی و فیلسوفان نیز مورد توجه بود. بسیاری از افراد با سواد استدلال می آورند که بوسیله سواد توانایی پیدا می کنند که در بسیاری از زمینه های زندگی به جستجوی اطلاعات بپردازند، از اخبار روز آگاه شوند، برقراری ارتباط موثر و تصمیم گیری آگاهانه ای داشته باشند. به همین دلیل ، معتقد بودند که افراد باسواد، شهروندان، والدین و کارگران بهتری خواهند شد. چندین قرن بعد، با ادامه رشد نرخ باسوادی جهانی، این حس جدید ایجاد شد که فقط توانایی خواندن و نوشتن کافی نیست.

در جهان مملو از رسانه ها، افراد باید بتوانند اطلاعاتی را که هر روز بر سرشان بمباران می شود را مرتب و تجزیه و تحلیل کنند. در نیمه دوم قرن ۲۰، مهارت های مربوط به توانایی رمزگشایی و پردازش پیام ها و نمادهای منتقل شده از طریق رسانه را، سواد رسانه ای نامگذاری کردند. براساس تعریف انجمن ملی غیر انتفاعی آموزش سواد رسانه ای (NAMLE)، شخصی که سواد رسانه ای دارد می تواند به اطلاعات مورد نیازش دسترسی پیدا کند، آنها را تجزیه و تحلیل کرده و ارزیابی نموده و بین آنها ارتباط برقرار کند.
جان کالکین، مدافع پیشگام آموزش سواد رسانه ای به بیانی دیگر می گوید: “رسانه های ارتباط جمعی نوین – فیلم ، رادیو ، تلویزیون – زبانهای جدیدی هستند که دستور زبان آنها هنوز ناشناخته است (مودی، ۱۹۹۳).” سواد رسانه ای در تلاش است تا به مصرف کنندگان رسانه توانایی درک این زبان جدید را بدهد. موارد زیر سوالاتی است که افراد دارای سواد رسانه ای می پرسند:
۱٫ چه کسی پیام را ایجاد کرده است؟
۲٫ اعتبار نویسنده به چه میزان است؟
۳٫ چرا پیام ایجاد شده است؟
۴- آیا این پیام سعی دارد من را به شکل خاصی از رفتار یا تفکر وادار کند؟
۵- این پیام منافع مالی چه اشخاصی را تامین می کند؟
۶٫ مخاطب مورد نظر کیست؟
۷٫ از کجا بدانم که این اطلاعات صحیح و دقیق است؟

چرا باسواد رسانه ای باشیم؟
کالکین فراگیر شدن رسانه ها را “واقعیت مورد توجه زمانه ی ما” خوانده و خاطرنشان می‌کند که اطلاعات رسانه ها به اندازه هوای تنفس ما همه جا وجود دارد و ما را احاطه کرده است (و به گفته وی، “آلودگی آنها کمتر از آلودگی هوایی که تنفس می کنیم نیست)” ( مودی ، ۱۹۹۳).
تماس ما با رسانه زود هنگام آغاز می شود – مطالعه ای که توسط بنیاد خانواده کایزر انجام شد، نشان داد که ۶۸ درصد از کودکان ۲ ساله و کمتر، هر روز به طور متوسط ۲ ساعت را مقابل صفحه نمایش (کامپیوتر یا تلویزیون) می گذرانند، در حالی که کودکان زیر ۶ سال به همان اندازه که جلوی صفحات نمایشی قرار می گیرند بازی هم می کنند (لوین). نوجوانان آمریکایی روزانه به طور متوسط ۷٫۵ ساعت با رسانه ها می گذرانند تقریباً به اندازه زمانی که در مدرسه هستند. با این وجود سواد رسانه ای فقط یک مهارت مورد نیاز جوانان نیست. آمریکایی های امروزی بسیاری از اطلاعات خود را از منابع مختلف رسانه ای می گیرند – اما همه این اطلاعات دارای کیفیت یکسانی نیستند. یکی از نقش های اساسی آموزش سواد رسانه ای این است که به ما امکان می دهد که پیام های اغلباَ متناقض رسانه ای را که هر روز دریافت می کنیم شکاکانه بررسی کنیم.
تبلیغات
بسیاری از ساعاتی که مردم در رسانه ها می گذرانند صرف محتواهای تجاری می شود. کمیسیون تجارت فدرال (FTC) تخمین زده است که هر کودک ۲ تا ۱۱ ساله در سال ۲۰۰۴ ، به طور متوسط ۲۵۶۲۹ مورد یا بیش از ۱۰،۷۰۰ دقیقه تبلیغ تلویزیونی دیده است و هر بزرگسال به طور متوسط ۵۲،۴۶۹ مورد معادل حدود ۱۵٫۵ روز تبلیغ تلویزیونی مشاهده کرده است (هولت، ۲۰۰۷). کودکان (و بزرگسالان) با پیام های متناقضی بمباران می شوند، روزنامه مقالاتی در مورد فراگیر شدن چاقی در بین مردم منتشر می کند و در کنار آن آگهی تبلیغ نوشابه، آب نبات و فست فود هم چاپ می شود. آكادمی اطفال آمریكا معتقد است كه تبلیغات برای كودكان زیر ۸ سال “ذاتاً گمراه کننده” است زیرا كودكان خردسال نمی توانند تفاوت بین برنامه ها و تبلیغات را تشخیص دهند (Shifrin، ۲۰۰۵). در تبلیغات اغلب از تکنیک های فشار روانی برای تأثیرگذاری در تصمیم گیری استفاده می شود. تبلیغات ممکن است موجب احساس پوچی، ناامنی، تعصب، ترس یا میل به ماجراجویی شود. این کار همیشه برای فروش یک محصول انجام نمی شود – مثلا اطلاعیه های سلامت و خدمات عمومی تشویق به ترک سیگار متکی به تصاویر نفرت انگیز ریه های سیاه است تا بینندگان را شوکه کند. با این وجود، سواد رسانه ای به مردم آموزش می دهد تا از آنها بعنوان مصرف کننده محافظت کند و آنها بتوانند هر ادعا و پیام رسانه ایی را با نگاه انتقادی ارزیابی کنند.
جانبداری، شاخ و برگ دادن و اطلاعات نادرست
تبلیغات ممکن است هدف مشخص فروش یک محصول یا ایده را داشته باشد، اما اینها تنها نوع پیام رسانه ای مورد بحث نیستند. یک سیاستمدار هم ممکن است امیدوار باشد که رای دهندگان بالقوه را ترغیب کند که به منافع مورد علاقه او رای بدهند. یک روزنامه نگار ظاهراً واقعگرا، ممکن است به گرایش های سیاسی خود اجازه دهد تا مقالات خود را به طرز ماهرانه ای از واقعیت منحرف کند. نویسندگان مجله ها نیز ممکن است انتقاد خوانندگان به شرکت هایی که به شدت در صفحات خود تبلیغ می کنند و حامی مالی مجله هستند، خودداری کنند. خبرنگاران اخبار گاهی ممکن است رویدادها را برای افزایش رتبه بندی و نرخ تبلیغات بیش از حد احساساتی کنند.
پیام های ارتباط جمعی توسط افراد ایجاد می شود و هر فرد مجموعه ای از ارزش ها، فرضیات و اولویت های خاص خود را دارد. پذیرش قطعی پیام های رسانه ای می تواند منجر به سردرگمی فرد شود چرا که انواع اطلاعات متناقض در رسانه موجود است. به عنوان مثال ، در سال ۲۰۱۰، یک رقابت انتخاباتی بسیار پر مناقشه میان نامزدهای سمت فرمانداری در نیومکزیکو، تبلیغات متناقضی از سوی هر دو نامزد ، دایان دنیش و سوزانا مارتینز مطرح شد. هر یک از آنها ادعا می کردند که دیگری با سیاست هایی که به نفع مجرمان جنسی است مماشات می کند. طبق سایت ناظر رسانه ای FactCheck.org، فیلم تبلیغاتی دنیش یک دختر نوجوان را نشان می دهد – به نظر می رسد حدوداً ۹ ساله است – که در حرکت آهسته از سرسره زمین بازی پایین می آید، در حالی که موسیقی شوم و دلهره آوری در پس زمینه پخش می شود، گوینده درباره ی دو مورد آزار جنسی به کودکان صحبت می کند. فیلم با نمایش حرکات یک تاب خالی به پایان می رسد، صدای متن می گوید: “امروز ما نمی دانیم که این مجرمان جنسی در کجا کمین گرفته اند، زیرا سوزانا مارتینز وظیفه خود را انجام نداده است. و به این شکل مخالف با رقیب تبلیغ می شود.
گروه رقیب یعنی مارتینز هم اعلام می کند که “یک بخش در کابینه دنیش به مجرمان جنایتکاری، مانند خوان گونزالز کودک آزار، مصونیت و پناه داده (رابرتسون و کیلی، ۲۰۱۰).” هر دو ادعا بسیار التهاب آفرین هستند، با احساس ترس مخاطب بازی می کنند و واقعیت پشت هر موقعیت را تحریف می کنند. سواد رسانه ای به افراد آموزش می دهد تا منتقدانه به این پیام ها و پیام های رسانه ای دیگر نگاه کنند و پیام های مختلف را غربال و اطلاعات متناقضی را که هر روز با آنها روبرو می شویم ، درک کنند.
#سوادرسانهای
#مسئولیت اجتماعی

 

*منبع:

Understanding Media and Culture by University of Minnesota is licensed under
a Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike 4.0 International License,
except where otherwise noted.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + پنج =